دومین سالی بود که بدون او تحویل شد
امروز بیشتر از روزهای قبل دلم براش تنگ شده
فقط میتونم آرزو کنم هرجا هست آرام باشه
کاش می تونستم برگردم و بار ها بهش بگم که دوسش دارم

نظرات ()

چقدر سخته به یکی بگی دوستت دارم ولی صورتش رو برگردونه و ترکت کنه
نظرات ()
تجزیه شدم دوباره دلم خرد شد
از روزی که تلخ ترین اتفاق رخ داد
یک سال گذشت...
تنهام گذاشت
ترکم کرد
میدونی تنهایی یعنی چی ...
یعنی
از دست دادن بهترین عنصر از ترکیب عشق
عشق وجودم متلاشی شد

نظرات ()
ننوشتم تا غم های دنیا رو ثبت نکنم ولی جام دلم لبریز شد
اولین بار کی ازش استفاذه کرد؟
چرا آدما نبایدیه ذره شجاعت داشته باشن؟
روز به روز که میگذره بیشتر میشنوم
هر روز برام بزرگتر میشه
زندگی رو برام تلخ تر می کنه
آه خدا چرا؟؟؟
گوش هام پر شده از کلمه ها و جمله هایی که....
شنیدنش خیلی سخت تره وقتی از زبون.......
نمی خوام بشنوم
نمی خوام
تمومش کن برام

نظرات ()
دوباره سلام ، بازم سلام
چقدر دلم برا وبلاگم تنگ شده بود
خیلی خواستم که نیام ولی نشد
دوستان ببخشید نبودم گرفتاریم خیلی بود
دعا کنید بازم بتونم بنویسم
نظرات ().
.
.
دلم تنگ شده
واسه اون آسمون آبی ،
همونی که توش دنبال ابرها می گشتیم
واسه اون شبایی که صدای جیر جیرکا شنیده می شد ،
همونی که هیچ وقت با صدای تیک تیک ساعت قاطی نشد
واسه هوای ناب بهاری ،
همون بهارهایی که بوی تازگی همه جاش پر می شد
واسه زمستونای پاک ،
همونی که برفاش دل هر آدمی رو پاک می کرد
دلم تنگ شده ...
واسه یه دل آروم و سرخ ،
همونی که هیچوقت پیداش نکردم

نظرات ()کشتی دلم راه افتاد
خانم مهربونی ، آقای وفا ، دوشیزه عشق مسافراش
بودن
همه خوشحال از با هم بودنشون
همراه هم
در کنار هم
راه افتادند
رفتن که به ساحل دلش برسن
اما ...
نزدیکای ساحل وقتی چشمشون به کشتی جدایی
خورد
به گل نشستن ...

به کدامین گناه ناکرده اینگونه
به گل نشستم ؟؟؟
نظرات ()
فقط کافی چشمات رو ببندی و از خدا بخوای...

به محض آرام شدن دریا ،
کشتی ها ی انسان از راه
می رسند
" فلورانس اسکاول شین"
نظرات ()